دکتر مسعود اصغرپور
ساعت 9:5
دیشب به یادت در خیابان ناله سر کردمبا چشم باران کل دنیا را خبر کردمدیدم خیابان هم به حالم زار می گریدتا بی تو تنها از خیابانی گذر کردمدیدی خیالت هم سراغم را نمی گیرداما تمام لحظه ها را با تو سر کردملعنت به آن بغضی که دارد گریه می گرددآخر چرا با دست خود خون در جگر کردمآری سفر خواهد دلم ، بی تو کجا یا کی؟!تا هر قدم رفتم نگاهی پشت سر کردمبا خاطراتت زنده ام ای آه پی در پیگفتی تحمل کن ، تلاشی بی ثمر کردماین زندگی بی درد و غم پایان نمی یابدوقتی که عمرم را فدای یک نفر کردمدکتر مسعود اصغرپور
برچسب:
نویسنده: آرمان زارعی
تاريخ: سه
شنبه
5 ارديبهشت
1402 ساعت: 17:33